گفتگو

با کار باید مثل کار رفتار کرد





ترجمه: ریحانه دقیقیان


۵ سوال از ۱۰۰ طراح بخش کوچکی از پروژه‌ی یک طراح به‌نام «یوگنی یرمکاو(۱)» است که مصاحبه‌های بسیارکوتاهی را با طراحان مختلف (که اغلب طراح‌گرافیک هستند) انجام می‌دهد.
هریک از این مصاحبه‌ها شامل پنج سؤال و جواب هستند. او از همه طراحان پنج سؤال یکسان پرسیده‌؛ سؤالات مهم، پاسخ‌های کوتاه.
اصل این پروژه بر این اساس بنا شده است: کلمات اضافی و بیهوده، هرچه کمتر، بهتر. هدف، انتقال اطلاعات مفید و تا حد ممکن خلاصه شده به خوانندگان است.
این مصاحبه‌ها به‌صورت اینترنتی و از طریق ایمیل انجام شده‌اند. این پروژه در ماه آوریل سال ۲۰۱۴ آغاز شد و اولین مصاحبه در ۱۳ ماه مه ۲۰۱۴ منتشر شد. مطالعه‌ی این مصاحبه‌ها می‌تواند مفید باشد.



                                                                     
دِیو سِجویک  (Dave Sedgwick)
طراح گرافیک، ساکن منچستر                               
                                                    


هنگامی که در این حرفه آغاز به کار کردید با چه مشکلاتی مواجه شدید؟
فکر می‌کنم سخت‌ترین کار این بود که خودم را باور داشته باشم. دوران دانشگاه، دوران سختی است و افراد به صورت مداوم در حال مبازره با عدم اعتماد به نفس خود هستند. دانشگاه که تمام شد، حالا باید کار پیدا کنی! واقعاً سخت است. اما سخت‌ترین قسمت این جاست که پشت سر هم رد می‌شوی یا این جمله را می‌شنوی: «کارت خیلی خوب است، ولی آن چیزی که ما می‌خواهیم نیست». باید به خودت ایمان داشته باشی و دست از این باور بر نداری. مشکل بعدی نرم‌افزار و بخش تکنیکی قضیه است. ما در دوران دانشگاه تنها یک ساعت در هفته واحد کامپیوتری می‌گذراندیم. فارغ‌التحصیلان طراحی چطور می‌توانند با تجربه‌ای چنین اندک در زمینه‌ی کامپیوتر کار پیدا کنند؟

یک طراح جوان باید چه کار کند تا هیچ‌کس او را استخدام نکند و به او سفارش کار ندهد؟

خوب اگر کار نمی‌خواهند بهتر است درخواست استخدام هم ندهند! برای استخدام نشدن بهتر است خلاقیت نداشته و پر کار نباشند!
مسلما لازم است به افراد ایمیل بدهند و آن‌را با «جناب آقای» یا «سرکار خانم» خطاب کنند و بهتر است از طریق توییتر و اینستاگرام و ... اقدام نکنند.

آیا نکته‌ای هست که آرزو می‌کردید ای‌کاش از ابتدای فعالیت خود در این حرفه می‌دانستید؟
ای‌کاش می‌دانستم که مهم نیست اگر کارم را از دست بدهم یا مشتری کارم انتخاب نکند. من همشیه نگران این مطلب بودم. ولی اکنون دارم طراحی می کنم و از این طریق زندگی را می‌چرخانم. فکر می‌کنم حتی از این افت و خیز حین کار نیز لذت برده‌ام. سال‌های ابتدایی کارم، زمانی که اوضاع طراحی خوب پیش نمی‌رفت، نا امید می‌شدم و فکر می‌کردم در نهایت به‌عنوان اپراتور در مخابرات یا به‌عنوان فروشنده در سوپرمارکت مشغول به کار خواهم شد.



آیا قوانین و قواعد خاصی را برای بالا بردن کیفیت کار در حرفه خود دنبال می‌کنید؟

این روزها تلاش می‌کنم ساعات زیادی را مشغول کار نباشم. سال‌های اخیر تا سر حد مرگ برای کار کردن انرژی می‌گذاشتم، که چی؟ فکر می‌کنم مهم است که بدانیم با کار باید مثل کار رفتار کرد. بله شغل ما فوق‌العاده است و همه ما از انجام آن لذت می‌بریم. ولی بیرون رفتن، ملاقات با افراد، استراحت بین کار و تفریح داشتن نیز به همان اندازه مهم است که روزی ۲۴ ساعت نشستن پای کامپیوتر برای یادگیری نرم‌افزار جدید. از این که افراد فکر می‌کنند اگرخودشان را وقف کار بکنند پس طراح خوبی هستند، متنفرم. من افرادی را دوست دارم که غیر از طراحی علایق دیگری نیز داشته باشند. من در لیگ ساندی  در منچستر بازی می‌کنم. اگر به افرادی که در مقابلشان بازی می‌کنم بگویم من تمام هفته گذشته را صرف پیدا کردن یک تایپ‌فیس عالی با ضخامتی مناسب کرده‌ام، مرا خواهند زد! این تضاد بین علایق را دوست دارم و همین امر کمک بسیاری به خلاق بودنم می‌کند.

آیا کتاب مناسبی برای طراحان جوان سراغ دارید که به آن‌ها معرفی کنید؟

من همیشه عاشق کتاب بوده‌ام. یک کوه کتاب دارم و باز هم می‌خرم و همیشه بر این باورم که بالاخره جایی برای آن‌ها پیدا خواهد شد. «مشکل حل شد» اثر مایکل جانسون و کتاب «لبخندی در ذهن» نگاهم را واقعاً تغییر دادند. همچنین عاشق کتاب «به من بگو چرا» اثر کارلسون ویلکر هستم چون واقعا صادقانه نوشته شده است. اولین کتابی که در زمینه طراحی مطالعه کردم «خارج از کنترل» اثر ری گانز بود؛ یک کتاب کلاسیک.



۱. Yevgeny Yermakov
زمان انتشار: ۲۱:۳۸ ۱۳۹۵/۹/۲۸

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
ایمیل

قوانین ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین باشند، منتشر نمی‌شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

متن