آشور بانی پال بابلا



این مطلب پیش از این مجله تندیس  منتشر شده است

گفتگو: آرش تنهایی
‎‫
آشور بانی پال بابلا  در سال 1323 در یک خانواده آشوری به دنیا آمد ، مراحل نخستین رشد و آموزش خود را در مکتب کالوینیستی کلیسای مشایخی آشوری تهران سپری کرد ، باور های مذهبی و عشق او به مسیح او را تحصیل لیسانس فلسفه و علوم دینی به دانشگاه آمریکایی­ ها در بیروت کشاند و پس از آن در مدرسه الاهیات خاور نزدیک نیز درجه فوق لیسانس خود را دریافت کرد ، اما آشنایی اش با گروه های تئاتری بیروت ، باعث شد به اشتراک های میان هنر و دین پی ببرد " مطالعه در الهیات ، حدا قل از نظر فکری یا عقلانی مرا به طرف تئاتر کشاند ، ولی دلیل دیگری نیز وجود داشت ، به این معنی که متوجه شدم در الهیات غرب ناگهان ، تمام خداشناسان به هنر روی آورده اند و بسیاری از کتاب های خوب در مورد هنر توسط خداشناسان نوشته شده ، نه منتقدان هنری " ( بانیپال ، بابلا1352 ) بر اساس چنین برداشت و تفکری رساله کارشناسی ارشد خود را در ارتباط با دین و تئاتر انتخاب می کند " ضمن مطالعه بیشتر در این دو رشته ، متوجه رابطه بین دین و تئاتر شدم ، تا حدی که رساله فوق لیسانسم را در باره تئاتر مذهبی نوشتم ، در این مورد فقط به حالت های ظاهری و تئاتری آیین های دینی  جلب شدم ،و البته تاثیر آنتوان آرتو نیزبود ... " ( همان ) این تجربیات   باعث شد آشور صلاح و رستگاری  در  جامه ی کشیشی رها  کند و خود را در زمره نفرین شدگان وادی هنر قرار دهد!،  جنگ داخلی لبنان بهانه ای می شود  تا به وطن بازگردد .او بلافاصله پس از ورودش به ایران اجرایی بر اساس نمایشنامه کلفت­ ها (نوشته ژان ژنه) سامان داد. در ابتدا حرکتش را از صحنه تئاتر کلیسای مشایخی آشوری آغاز نمود ، هنرش  به هیچ وجه مورد تأیید قرار نگرفت و به سرعت از جامعه کالوینیست­ها طرد شد .چند سالی پس­ از تاسیس کارگاه نمایش در سال 1348. ، در نیمه دوم آذر ماه سال 1352 است که به کارگاه ملحق می شود و گروه اهرمن را تاسیس می کند ؛ فعالیت های تئاتری آشور همجون دیگر آثارش جنجال بر انگیزاست نمایش های : بانویی می میرد 52/53 - قوی تر 52 - آخر الزمان 53 -عروسکها و صندوق 53/54 - چرخ  فلک 54/55 - امشب شب مهتابه 54/55 - مراسم گرگ یا نشان قابیل 55/56- یخبندان 56- غارت 56- بازی قتل عام 57- را کارگردانی و نمایشنامه های چون : آخر زمان، عروسک ها و صندوق ، قاتل زیاد حرف می زند ، مراسم مرگ گرگ یانشان قابیل ، امشب شب مهتابه  را می نویسد .‬
زندگی و آثار تئاتری آشور در زمان خود بسیار بحث بر انگیز بود ، منتقدان نظرات مختلفی را در باره اثار او بیان می کنند ، منتقدی درمجله تماشا در نقد نمایش قوی تر این گونه بیان می کند " کارگردانی آشور بانی پال بابلا درخشان است .او زیبایی را با جادو آمیخته . رنگ و نور و موسیقی ، حساس و هماهنگ است ، بازی ها ظریف است . سوسن تسلیمی در نقش جن قیامت می کند ، هنر پیشه و دلقک و جادوگر همه با هم است و شهره آغداشلو غرور مرگ را با زیبایی  کم نظیری ... " در کنار نقد های موافق بر آثار نمایشی آشور نقد های مخالفی نیز بر اثارش نوشته می شود  " وقتی به تماشای قاتل زیاد حرف می زند ، می نشینیم ، آن را به کل تهی از عناصر سازنده یک تئاتردر هر فکر ، ایسم و گروهی می بینیم ‪.‬این قاتل بهراستی زیاد حرف می زند ، ولی در محتوایی که اساسا قابل طرح و تحمل نیست . ..."( باباشاهی ، 2535 ) آنچه از کارنامه تئاتری آشور بر می آید نو جویی ، تجربه گرایی و اجرای آثاری است که توجه ویژه ای به تصویر دارند ؛ که با سلیقه   بسیاری خوش نمی آید ، حتی برخی از مخاطبان اندک اش  نیز گونه رایج و شکل دیگری از تئاتر را از او می خواهند  او در مقاله ای با عنوان  مشکلات به صحنه در آوردن یک اثر خارجی  این گونه عنوان می کند  " گاهی دوستان، آشنایان، و مخصوصاً طرفدارانم (که تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی‪‌‬کند) بر من خرده می‪‌‬گیرند. می‪‌‬گویند: «چرا چخوف کار نمی‪‌‬کنی؟ مگر نمی‪‌‬بینی تآتربروهای ما چخوف را دوست دارند؟ چرا کاری از برشت دست نمی‪‌‬گیری؟ اگر این‪‌‬کار را بکنی تمام کسانی‪‌‬که بر علیه تو جبهه گرفته‪‌‬اند یک‪‌‬باره تمام خصومت‪‌‬های خود را کنار می‪‌‬گذارند و حداقل یک ‪‌‬بار هم که شده به دیدن نمایش‪‌‬هایت می‪‌‬آیند. و اگر نمایشی از مارکسیم گورکی را بر صحنه بیاوری در کارگاه نمایش چنان غلغله‪‌‬یی برپا بشود که تماشاگران تا انتهای بن‪‌‬بست «کلانتری» (البته انتهای بازش) صف ببندند و برای خرید بلیت سر و دست بشکنند. مگر چخوف را دوست نداری؟ مگر با برشت پدرکُشتگی داری؟ مگر ماکسیم گورکی چیزی کم‪‌‬تر از جو اورتون دارد؟ شاید می‪‌‬ترسی؟ شاید بلد نیستی؟ شاید شعور و استعدادت در همین‪‌‬حد است؟ "
آشور در زمستان1356 نمایشگاه اش را در نگارخانه شهر برگزار می کند ، برگزاری  این نمایشگاه واکنش های  تند بسیاری را در پی دارد  " وقتیکه به اصطلاح هنرمند  وقاحت را از حد می گذراند " دیدگاه کیهان در 10 اسفند 2536 است در باره نمایشگاه او ، و در 15 اسفند همان سال " یادداشتی در باره یک انقلاب هنری "  خشم مطبوعات از او را به خوبی نمایان می کند .

آشور گرچه در ایران  بیشتر به عنوان یک چهره نمایشی ، کارگردان و نمایشنامه نویس شناخته می شود اما خلق چندپوستر  از پیشرو ترین پوستر های تاریخ پوستر های تئاتر ایران او را در ذهن طراحان بسیاری ماندگار کرده است  . او اغلب پوستر های نمایش هایش را خود می سازد ، شاید تنها پوستر بازی قتل عام ( طراحی قباد شیوا ) در این میان استثنا ست ، او در پوستر هایش از توان نقاشانه و طراحانه اش استفاده می کند و هیچ اعتنایی به جریانات رایج گرافیک آن روزها ندارد ؛ پوستر چرخ و فلک ، نشان گرگ یا قابیل ، یخبندان ، ویژگی های آثار او را به خوبی نمایان می کنند  ، پوستر های او  یک اثر هنری و یا یک نقاشی هستند  که ساختار یکدست و روانی دارند ، از نوشتار چاپی در آنها  چشم پوشی شده و با  دستی نویسی اطلاعات خود را برای مخاطبان خود بازگو می کنند ،  متن نوشتاری پوستر نشان گرگ یا قابیل به خوبی نوع نگاه و سلیقه ی او در نمایش بیان می کند " دوست عزیز ، هر جمعه ازساعت 8 بعد ازظهر تا نیمه شب  ازتودعوت میکنم به مراسم مرگ گرگ یا نشان قابیل بیائی . برای شرکت در این مراسم احتیاج به بلیط نداری . ورود و خروجت در هر لحظه ازاین ساعت آزاد است . محل برگزاری مراسم کارگاه نمایش است . ( کارگاه نمایش چهار راه یوسف آباد کوچه ی کلانتری .) " دراین میان پوستر عروسک ها و صندوق حال و هوای دیگری دارد و به احتمال زیاد توسط فرد دیگری لی اوت یا طراحی شده است  ، با این همه ؛  پوستر ها و یا شاید هنر او  در سایه هیاهو و حاشیه های پیرامون  شخصیت اش کمتر دیده شد ، او که از 1357 ساکن ایالات متحده بود ، از حضور و فعالیت هایش درامریکا اطلاعات کمی دردست است  می دانیم  مدتی را به تدریس در دانشکده های تئاتری و اجرا های نمایشی به همراه گروه خود مشغول بود ، و چند روز پیش از مرگ با  واپسین اثر  خود با عنوان  «پدیده ای فرای همگان» - برداشتی آزاد از خودکشی و رویدادهای داستانی بوف کور صادق هدایت-  به زبان های انگلیسی و فارسی در «بریک تئاتر» بروکلین نیویورک  با دوستدارانش وداع کرد  . آشور  در 15 فروردین 1390 در ایالات متحده در گذشت.
 
 

خرم زاده اصفهانی ، ستاره .کارگاه نمایش از آغاز تا پایان .افراز 1387 . تهران
نجفی اردبیلی ، مسعود ، نگاهی به فعالیت های تئاتری گروه اهرمن ، بی جا ، بی تا
بانیپال بابلا، اشور ، روزنامه آیندگان ، سال هفتم ، شماره 1804 ، دوشنبه 26 آذر ماه 1352ص 4
بی نا ، تماشا سال سوم ، شماره 145 شنبه 29 دی ماه 1352  ص 64
بابا شاهی ، ناصر ، تماشا شماره 288 ، شنبه 29 آبان ماه 2535  ص 87
تنهایی ، آرش ، اوج های پوستر درایران ، کارگاه نمایش ، تندیس شماره؟   1389
پی نوشت :
از مجید عباسی ، ثریا شایسته و مرتا ارباب  بابت عکسها و اطلاعاتی که در اختیار من قرار دادند سپاسگذارم

زمان انتشار: ۲۱:۳۸ ۱۳۹۵/۹/۲۸

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
ایمیل

قوانین ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین باشند، منتشر نمی‌شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید

متن